یکشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۸

مرغ كيه و قفس چيه ؟

خوش به حال مرغي كه قفس نديده باشد

نكوتر آنكه ، مرغي ز قفس پريده باشد

شنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۸۸

چرا دلم گرفته ؟ !

امروز روز خوبيه (اول اسفند 88 و هواي بيست ) ولي نمي دونم چرا دلم گرفته
از كندي پيشرفت جمع آوري مدارك براي ارسال(؟) ، شايدم به خاطر دردسرهاي بازسازي خونه است ،كه اگه اين جماعت بني كلنگ بدقول بذارن داره تمام ميشه ، شايدم بي پولي و دوران انقباض مالي !!!!
همكاراي تيز هم كه توپ رو شوت مي كنند تو ميدون آدم بي اثر نيستن . همونايي كه بعد با حرافي از كار طفره ميرن . ولي آخر كار اولين نفرند كه وارد اتاق كنفرانس ميشن و از سخنورترين اعضا جلسه هستن .
دنياي عجيبي داريم : هر كه زبانش چرب تر سرش سبز تر

اين وام لعنتي هم كه جور نميشه ، واقعا براي انجام ندادن يك كار ، هزار راه هست ( كه بانكيون اين راهها رو خيلي خوب بلدن)

دليل ديگه هم تمام شدن مرخصي هام هست ، در حاليكه براي كاركشيدن از بني كلنگان بايد مرخصي بگيرم
خب ميگيرم : بدون حقوق --- فداي سرم

یکشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۸

همه باهم ، ورشكستگي

ورشكستگي اخلاقي –فرهنگي-اجتماعي
وقتي ميزان شهروندان پرتوقع(پيروان استراتژي :فقط من) ، مسووليت ناپذير(پيروان استراتژي : پاس كاري ) ،توجيه گر(طرفداران استراتژي : فرار از مسوليت) در جامعه زياد ميشه ، فاتحه اخلاق ، فرهنگ جامعه خونده ميشه و نظام ارزشي هم زيرورو .
حالا چرا اين چيزا رخ ميده ؟
من كه جامعه شناسي نخوندم اما يك دليلش ،بي قانوني يا چند قانوني ويا (بدتر از همه) عدم اجراي قانون (حتي از نوع غلطش) هست ،دليل ديگه مشخص نبودن فرق بين عملكرد افراد هست واين باعث رشد ضد ارزش ها مي شود ........ و.برو كه بريم ......... تا بالاخره سوار قطار بي ترمز ميشيم (؟!) تا مي رسيم به :
وضعيت ترافيك ورانندگي اسفناك – ازدواج كم و طلاق بسيار – دادگاه هايي با ورودي زياد وخروجي كم –هفت تير كشي قورباغه ها – روابط سست و سرد همراه با فرصت طلبي ميان افراد ، خانواده ها و بخشهاي مختلف جامعه

ورشكستگي سياسي
هر كشوري يك يا چند نقطه قوت داره(هم پيمانان اثرگذار و وفادار؟ مزيت رقابتي؟ اخلاق وديپلماسي معقول ؟....) كه با توجه به اون با دنيا چونه ميزنه و امتياز ميگيره يا ميده و... – ما چي داريم - چيزي نگم بهتره ولي از ميزان اثرگذاري هاي مثبت (؟) و نقش آفريني (؟) ما در سطح جهان معلوم ميشه كه حسابي گند زديم – چند تا كشور ( كه گرسنه نباشند ) با ما رابطه فعال دوطرفه دارند؟

ورشكستگي اقتصادي
اينجا ديگه آمار و ارقام حرف ميزنن ، لطفا يكسري به سايت سازمانهاي معتبر مالي-بازرگاني دنيا بزنيد و شاخص ها رو ببينيد
www.undp.org
doingbusiness.org
The World Factbook
International Monetary Fund

ورشكستگي زيست محيطي
اگه شما جايي رو ديديد كه مردم براي تفريح و مسافرت به اون منطقه ميرن و آشغال و شيشه نوشابه و.... اونجا نبود ،لطفا به منم خبر بدين – بابا خفه شدم از بس هر جا رفتم آشغال بود .
البته اگه خلاف اين باشه بايد تعجب كرد، وقتي مادر يا پدر تحصيل كرده تو ماشين چيزي مي خوره و پلاستيك ميندازه بيرون ، از بچه چه انتظاري ميشه داشت ؟
حالا دست رو دل طرفداراي جنگل ،حيات وحش و تالاب و ..نمي ذارم

ورشكستگي آموزشي و پرورشي
مدرسه و معلم ، دانشگاه واستاد كه قربونشون برم . هر كدوم از اعضا واجزاء به فكر خودشونند. يادگيري كيلويي چنده ( المپيادو بچسب – افتخار ملي كسب كن ) ولي وقتي مي خواييم از دانشي كه قرار بوده ياد بگيريم بطور كاربردي استفاده كنيم مثل .... تو گل مي مونيم و ... ... خشت اول چون نهاد معمار كج تا........آره آره ريشه همين جاست – اگه از اين چشمه ،آب سالم بيرن اومد ميشه اميد داشت كه سالهاي آينده بخشهاي مختلف كشور هماهنگ و منضبط كار كنند وگرنه .....

از دست دادن اعتبار جهاني
اينا همه رو كه به هم وصل كنيم و روابط پيچيده مرئي ونامرئي رو در نظر بگيريم . به اونجايي مي رسيم كه مي بينيم چقدر در دنيا بي اعتباريم (نه توليدي ،نه اختراعي، نه توريستي ،نه سرمايه گذاري ،نه نه نه ...و نه پاسپورت معتبري (جهت اطلاع عرض مي كنم كه فقط اعتبار بين المللي پاسپورت افغاني از ايراني پايين تره – كه به زودي نه چندان دورررر اونم مارو پشت سر ميذاره)

يك كمي هم اميد
به نظرم تنها بخشي از پيكره اي به نام ايران كه تا حدي از اين جذام مزمن تونسته سلامت بمونه بخش ادبيات وهنر هست و اگه نجاتي هم باشه از همين روزنه خواهد بود ( جالبه ،اين بخش علي رغم اينكه هيچ قدرت ظاهري نداره ولي در طول تاريخ ايران هميشه راه تقريبا درست رو رفته و براي بقيه هم نجات بخش بوده)

در ضمن من از هنر سرم در نمياد --اينو گفتم كه فكر نكنيد از صنف خودم حمايت مي كنم – راستش صنف من از ناخواسته ترين خائنين به ايران (در شرايط فعلي) هستند.

سه‌شنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۸

فروپاشي كميته راني

بالاخره دشمنان موفق شدند بعد چند عمليات انتحاري و بمب گذاري نافرجام كميته راني را منهدم نمايند

زندگي سه چيز است:
راني كه خريده مي شود
راني كه خورده مي شود
يادي و لبخندي كه مي ماند وفراموش نمي شود

بدين وسيله اين جانب رييس كميته راني ، فروپاشي آنرا به تاريخ سيزدهم بهمن ماه يكهزاروسيصد هشتادوهشت خورشيدي برابر با دوم فوريه دوهزارو ده صليبي ومصادف هفدهم صفر سنه يكهزارو چهارصدو سي و يك تازي اعلام مي نمايم

انا لله و انا اليه راجعون

حالا اينكه اين كميته راني چي بود و چجوري اومد وچجوري منهدم شد ، بماند

دوشنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۸

يادم نره -1

روزي دو ساعت دسترسي ديزلي به اينترنت براي من و دسترسي كامل با سرعت بالا براي آنها(؟)
اگه بتونم از اين فلاكت در بيام و برسه اون روزي كه مسئله دسترسي به سايتها وسرعت اينترنت برام حل بشه (كي وچه جوريش رو بعدا مي بينيد) – هيچ وقت نبايد اين روزاي نكبت بار رو فراموش كنم و خوش بزنه زير دلم
تو اين گوشه ايران يك كامپيوتر به چهار ميخ كشيده شده را دادن به من و بعد از دوسال كه چيزي نگفتم ، خودشون خجالت كشيدن و دريچه ديجيتالي دوساعته اي را بازكردن اونم با چه كيفيتي ؟! .
واقعا اين رفتارها يادم نمي ره – بعد ميگين يارو دلبسته نبود ، تعهد نداشت و....
منم ميگيم تو رو خدا ....... بشين

امروز كمال يك شايعه آبدارخونه اي داد ، بعد از رفتن "م ن ت" و خالي شدن پست دوم شركت گويا قراره " ف ز ن " بره پست دوم رو بگيره كه اين يعني خلاص شدن جمعي از شر او و كشيدن نفسي

من اگه جاي مديرعامل بودم هيچ وقت چنيني تصميمي نمي گرفنم و شركت رو بي آبرو(در آينده نزديك) نمي كردم . آخه اين يارو "ف ز ن" نمونه استاندارد پراكندگي حواس ، بي تدبيري ، سطحي نگري و خودخواهيه -- به قول كمال يك پست مشاور بهش ميدادم وميذاشتمش رو طاقچه – هر از گاهي هم يك نظر ميداد ( چون زياد نظر ميده) پاره مي كردم و مينداختم تو زباله دوني تا بالاخره بازنشست بشه.
(واقعا بعضي ها اره اند)