نمي دونم چرا چند وقتي نمي شد وارد وبلاگم بشم – اينم از خواص روزگار ماست
هي ميگفت فيلتر شده !!! بابا اينجا كه خبري نيست .... خودسانسوري جاريه.... قربون آقا
خلاصه حالا مجبورم همه رو تو يك پست بگم
هي ميگفت فيلتر شده !!! بابا اينجا كه خبري نيست .... خودسانسوري جاريه.... قربون آقا
خلاصه حالا مجبورم همه رو تو يك پست بگم
نخست رويدادها
Package delivered to DAM
24/04/2010
24/04/2010
دوم رويداد -- آب بنفش برآتش من در بهار 1389
بعد از خلاص شدن از شر نكبتي (!) و .....مدتها مثل يك شهر كه بمب اتم توش انداخته باشن به ظاهر ساكت بودم ولي داشتم مي جوشيدم از دست همه چيز و همه كس (!) جز خدا
داستان آب بنفش بر آتش من يك جورايي ربط به اين رباعي خيام داره (كه البته وصد البته فقط خودم ميدونم)
در فصل بهار اگر بتي حور سرشت
يك ساغر مي دهد مرا بر لب كشت
هر چند بنزد عامه باشد اين زشت
سگ به زمن ار برم دگر نام بهشت
داستان آب بنفش بر آتش من يك جورايي ربط به اين رباعي خيام داره (كه البته وصد البته فقط خودم ميدونم)
در فصل بهار اگر بتي حور سرشت
يك ساغر مي دهد مرا بر لب كشت
هر چند بنزد عامه باشد اين زشت
سگ به زمن ار برم دگر نام بهشت
ممنونم آب بنفش
سوم رويداد
جالبه كه تو پست قبلي من يادي از دوستان خوب قديميم كردم . انگار اونا هم داشتن منو ياد مي كردن چون بطور اتفاقي وبلاگ يكيشون رو پيدا كردم وديدم در مورد من صحبت كرده (اونم بعد از سالها)
TAVAK جان ارادت بسيار دارم - به خدا ديگه دنبال اين نيستم كه پولاي شمارو تو كيسه كنم وبيارم ولايتمون ( اخ اخ حتما دوباره فيلتر مي شم )


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
سپاسگزارم كه اومدي، هرچي دلتون مي خواد بنويسيد(حتما رسيدگي ميشه!!)